دختر بدرالدجا امشب سه جا دارد عزا... گاه می گوید پدر، گاهی حسن گاهی رضا

... فاطمه جان ... دنیا هرگز جای تو نبود ... تو از بهشت آمده بودی ...
یا امام حسن(ع) ...بعد هم پشت همان پنجره ی رویایی چشم من محو ضریحی که نمیدیدم شد... در خانه غریب آشنا بود حسن(ع) لب تشنه ی یک جرعه وفا بود حسن(ع) آن شب که تمام زهر را می نوشید هفتاد و دو بار کربلا بود حسن(ع) شهادت رحمة للعالمین نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله وسلم و شهادت حضرت غریب ابن غریب امام حسن مجتبی علیه السلام و شهادت حضرت شمس الشموس سلطان علی بن موسی الرضا علیه السلام (جان همه ی عالم بقربانتان باد ...) لحظات آخر عمر مبارک خاتم الانبیاء رسول خدا (ص) ... روح هستی در میان بستر است لحظه های آخر پیغمبر است گوشه ای گرم نیایش با خدا می برد بالا علی دست دعا اهل بیت خویش را با اشک و آه در وداع آخرین دارد نگاه گاه گوید با علی(ع) از غسل و قبر درد دل با چاه و مظلومی و صبر گاه گوید با حسن(ع) رازی مگو گاه گوید با غم و درد و محن غم مخور هستی من زهرای من بعد من حامی دست حق شوی اولین کس تو به من ملحق شوی بعد من اجر رسالت هیزم است هستی ام در آتش نا مردم است آسمان را رنگ نیلی می زنند بین کوچه بر تو سیلی می زنند ... نوبت مردی شد که در خانه ی خودش هم غریب بود ... حسن جـــــــــــــان(ع) دخیلم یا کریم اهل بیت(ع) حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند: ...حسنم غریب است...چشمی که در دنیا بر حسنم بگرید، قیامت گریان نمیماند ... یک عمر در حوالی غربت مقیم بود آن سیدی که سفره ی دستش کریم بود خورشید بود و ماه از او نور میگرفت تا بود ، آسمان و زمین را رحیم بود سر می کشید خانه به خانه محله را این کارهای هر سحر این نسیم بود آتش زبانه می کشد از دشت سبز او چون گلفروش کوچه ی طور کلیم بود این چند روزه سایه ی یثرب بلند شد چون حال آفتاب مدینه وخیم بود حقش نبود تیر به تابوت او زدن این کعبه در عبادت مردم سهیم بود بی سابقه است حادثه ، اما جدید نیست این خانواده غربتشان از قدیم بود آقا ببخش قصد جسارت نداشتم پای درازم از برکات گلیم بود ... آقا جان؛ یا امام حسن(ع) بگو چه کردند با شما؟ ... یک طرف با ناسزا گفتن خطابم می کنند با ملامت یک طرف یاران عذابم می کنند یک طرف نادوستان زخم زبانم می زنند دشمنان با نیش خند خود کبابم می کنند یک طرف قوم خوارج با کلامی همچو شمع این چنین در کوچه و بازار آبم می کنند ... جای اینکه یا مُعزّ المُؤمنین نامم دهند یا مُذلّ المُؤمنین دائم خطابم می کنند ... صلح شد جرمم ، ببین جایی رسیده کارشان مشرکی از مشرکان دین حسابم می کنند ... در مساجد سالها این واعظان خود فروش هدیه می گیرند و بد گویی ز بابم می کنند ... صاحب بیت النبیم ، ای مسلمانان چه سود می روم داخل شوم اما جوابم می کنند ... یک روضه خوان مشهور اهل بیت(ع) به نام عبدالزهرا در زمانهای قدیم خواب امام حسن(ع) را دید ... حضرت فرمود: عبدالزهرا چرا روضه ی ما رو نمیخوانی؟ این نوکر عرضه داشت مولای من ، میخوانم روضه ی جانسوزتان را ... آقاجان برای مردم میگویم از طشت و جگر پاره ی شما ... حضرت فرمود: آری - اما روضه ی ما روضه ی مادر مظلومه مان است ... من در کوچه ی بنی هاشم آن روز کوچک بودم و دستم در دست مادرم که ... نمی خواهم بگویم آنچه بین کوچه ها دیدم مکن اصرار ای زینب بدانی آنچه را دیدم به بند غم گرفتار و اسیرم تا دم مرگم که بند ریسمان بر گردن شیر خدا دیدم خدا داند که آن سیلی شروع دردهایم شد ... به یک لحظه در آن کوچه دو صد کرب و بلا دیدم از آن خنجر که بر پایم نشست هرگز نمی نالم که من مسمار را در سینه خیر النساء دیدم ... شرار طعنه و زخم زبان از زهر بد تر بود چه گویم من که ... از دوستان بی وفا دیدم در این غربت شبیه جد خود خیر البشر هستم که از ملعونه ای همسر نما جور و جفا دیدم ... (بر غاصبان حق مولا لعنت...) یا زهرا (س) ... ... یا امام رضا(ع) آمدم ای شاه پناهم بده ... یا غرب الغربا و یا معین الضعفاء والفقرا ... این شعر هم از زبان مادرش صدیقه ی کبری سلام الله علیها خطاب به پسر مظلومش حضرت رضا(ع) ... اى آنكه شبيه تو شه خونجگرى نيست در راه غم و غربت تو همسفرى نيست يك يار وفادار كنار تو نبوده از شيعه ی مخلص به كنارت اثرى نيست آن زهر جفا با دل ناز تو چه كرده؟ سوزنده تر از سوز دل تو شررى نيست آن زهر چرا قد تو را كرده كمانى؟ زان قامت رعناى تو ديگر خبرى نيست چون مارگزيده به روى خاك فتادى آيا به برت خواهر نيكو سيرى نيست؟ اى كاش به مأمون ستم پيشه بگويند مظلوم كشى در دل غربت هنرى نيست ... هستى تو نماينده زهرا(س) كه به غربت واللَّه كه مظلوم تر از تو پسرى نيست ... یـــــــــــــــــا حسین(ع) ته گودال پیکری مانده ؟ که بگوییم برادری مانده ؟ گفت بهتر که از جلو نبُرید بی گمان راه بهتری مانده چقدر نامرتبت کردند پیکری نیست ، پیکری مانده چقدر غارت تو طول کشید یک نفر رفته دیگری مانده تازه این نیز سهم تا کوفه ست از تن تو اگر سری مانده گرچه بیرون کشیدم از بدنت ولی این تیر آخری مانده فرضم این است، پیرُهن داری با همین فرض! معجری مانده نه عقیق برادری ... حتی نه طلاهای خواهری مانده ... بدم المظلوم اللهم عجل لولیک الفرج ... وداع نمیکنم با محرم وصفر - چون برای ما محرم و صفر ۶۹ شب است . به دو دلیل: ۱) ایام "محسنیه" شهادت مظلومانه ی غنچه ی نشکفته ی فاطمه(س)، حضرت محسن بن علی علیه السلام - که با به پایان رسیدن صفر و اول ربیع شروع میشود (نقل تاریخ بین این چند روز است) و با شهادت امام حسن عسگری(ع) مطابق با "نهم ربیع الاول" این ایام به پایان میرسد و وارد ایام شادی آهل بیت(ع) {به درک واصل شدن دومی ملعون} میشویم و مشکی از تن در می آوریم. ۲) برای این ۶۹ شب عزاداری یه اشاره شده که دوستانی که دقت زیاد دارند میفهمن چرا عزای امام حسین(ع) باید ۶۹ شب باشه. کربلا را چه کسی جمع کرد؟ همه ی سختی بر دوش چه کسی بود؟ امام زمان(عج) در روضه ی چه کسی از همه بی تاب تر است؟ درست حدس زدید ، حضرت ام البکاء ، شریکة الحسین(ع)،بنت الحیدر(ع)،ام المصائب بی بی زینب کبری سیدة النساء الکربلا... حروف ابجد اسم زینب(س) میشود ۶۹ ... (مثل ابجد نام علی(ع) که میشود ۱۱۰) ۶۹ شب عزادار حسینیم ، به اسم زینب کبری (س) ... داد فتوی عاشقان را سر شکستن جایز است چوب محمل شاهد این مدعای زینب است ... هر دو عالم یک طرف ، یک موی زینب(س) یک طرف باز سنگین تر شود آن ور که موی زینب(س) است ... یک رساله منتشر کرده خدا در باب عشق کان به نام آیت الله معظم زینب(س) است ...
محرم که میرسد دلمان به طپش می افتد، آیا امسال هم می توانیم مانند گذشته در خدمت خدمتگذاران سالار شهیدان باشیم؟ آیا امسال هم لیاقت نوکری درگاه سلطان کربلا نصیبمان می گردد؟ خدا کند که این سعادت عظمی از ما گرفته نشود. برآن شدیم که گوشه ای از تاریخچه تعزیه در کره موچی را برای تشویق دیگران به تحریر و گزارشی از عملکرد اجدادمان را به معرض دید عموم در آوریم.