من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم
۱۴ خرداد رحلت جانگداز معمار کبیر انقلاب حضرت امام خمینی (ره)
بر همه شیعیان تسلیت عرض می نمائیم.
من به خال لبت اى دوست گرفتار شدم چشم بیمــــار تــــو را دیــدم و بیمار شدم
فارغ از خود شدم و كوس اناالحق بزدم همچــــو منصــور خــــــریدار سرِ دار شدم
غم دلدار فكنده است به جانم، شررى كـــه بـــه جــــان آمدم و شهره بازار شدم
درِ میخانه گشایید به رویم، شب و روز كه من از مسجد و از مدرسه، بیزار شدم
جــــامــه زهد و ریا كَندم و بر تن كردم خــــرقــــه پیــــر خـــراباتى و هشیار شدم
واعـــظ شهــر كــه از پند خود آزارم داد از دم رنــــد مــــىآلــــوده مــــَددكار شدم
بگـــذاریــــد كــــه از بتكــده یادى بكنم مـــن كـــه با دستِ بت میكده، بیدار شدم 
جوابیه
تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدی
تو طبیب دل مایی ز چه بیمار شدی
تو که فارغ شده بودی ز همه کون و مکان
دار منصور بریدی همه تن دار شدی
عشق معشوق و غم دوست بزد بر تو شرر
ای که در قول و عمل شهره بازار شدی
مسجد و مدرسه را روح و روان بخشیدی
وه که بر مسجدیان نقطه پرگار شدی
خرقه پیر خراباتی ما سیره توست
امت از گفته در بار تو هشیار شدی
واعظ شهر همه عمر بزد لاف منی
دم عیسی مسیح از تو دیدار شدی
یادی از ما بنما ای شده آسوده ز غم
ببریدی ز همه خلق و به خلق یار شدی
![]()
داشتم کمک میکردم تخت آقا را جابجا کنیم. داشت زیرلب چیزهایی میگفت. گوشم را نزدیک بردم: «خدایا تمامش کن، خدایا بس است دیگر»...
![]()
![]()
![]()
![]()
نمیتوانست. ضعف غلبه کرده بود. گفت: «همه چیز را در وصیتنامه نوشته است». بعد ساکت شد. یکی دو دقیقه بعد گفت: «هر چند پذیرفتن قطعنامه آتشبس برایم تلخ بود، اما وقتی میبینم یکی از مشکلات دوران بعد از خودم را حل کردهام، راضی و خوشحالم». ![]()
محرم که میرسد دلمان به طپش می افتد، آیا امسال هم می توانیم مانند گذشته در خدمت خدمتگذاران سالار شهیدان باشیم؟ آیا امسال هم لیاقت نوکری درگاه سلطان کربلا نصیبمان می گردد؟ خدا کند که این سعادت عظمی از ما گرفته نشود. برآن شدیم که گوشه ای از تاریخچه تعزیه در کره موچی را برای تشویق دیگران به تحریر و گزارشی از عملکرد اجدادمان را به معرض دید عموم در آوریم.