
شدى به كین، متوسل ستم روا كردى كه طعن و تهمت و تبعید را روا كردى به جشن و لهو و لعب خواهش غنا كردى خوشى نبود، كه بر پایىِ عزا كردى چرا سرم نبریدى؟ به من جفا كردى چسان ز شعر من اى بى حیا حیا كردى ولى به دشمنى خویش اتّكا كردى به دست معتز ملعون در انتها كردى تو باب، در همه جا، سبّ اوصیا كردى جفا به زائر و سلطان نینوا كردى پس از دو قرن عجب ظالمانه تا كردى به زجر و حرمله و شمر اقتدا كردى به شاه تشنه لبان كار اشقیا كردى
چرا چنین متوكل به ما جفا كردى
غم مدینه مرا كم نبود اى ظالم؟
مگر مرا به تمسخر گرفتهاى كان شب
براى من شب جشن تو پر ز ماتم بود
سرور و بزم تو تنها سر بریده نداشت
ز روى پاك و نجیبم حیا نكردى تو؟
عبادت شب و ذكر و ترحمم دیدى
هزار نقشه به قتلم كشیدى و اجرا
براى حفظ متاعِ دو روزه دنیا
به بغض آل على راه كربلا بستى
براى عُسرت و آزار زائران حسین
چه دستها كه بریدى ز قبر پاك حسین
یزید آب بر او بست و تو حَرَم بر آب
محرم که میرسد دلمان به طپش می افتد، آیا امسال هم می توانیم مانند گذشته در خدمت خدمتگذاران سالار شهیدان باشیم؟ آیا امسال هم لیاقت نوکری درگاه سلطان کربلا نصیبمان می گردد؟ خدا کند که این سعادت عظمی از ما گرفته نشود. برآن شدیم که گوشه ای از تاریخچه تعزیه در کره موچی را برای تشویق دیگران به تحریر و گزارشی از عملکرد اجدادمان را به معرض دید عموم در آوریم.