السلام علیک یا مولاتی یا فاطمه الزهرا (س)
کدامین شب از آن شب تیره تر بودکه زهرا حایل دیوار و در بود
شبی کاندر هجوم تیغ بیدادسرت را سینه زهرا سپر بودزمان بر سینه خود سنگ می کوفتزمین از داغ زهرا شعله ور بودعطش نوشان کوفی آتشین اندکه حتی کوثر آنجا بی اثر بودشراب کوفیان خون حسین استشراب فاطمه خون جگر بود تو می دیدی ولی لب بسته بودیکه آیین محمد (ص) در خطر بود ندانستم که در چشم حقیقتکدامین مصلحت مد نظر بود گلویت استخوانی آتشین داشتکه فریادت فقط در چشم تر بودچرا ابلیس را رسوا نکردی؟عقاب تیغ تو بی بال و پر بود؟فدای تیغ عریان تو گردمکسی آیا ز تو مظلوم تر بود؟
ابن عم با وفا بگفتا با علي زهراي اطهر***دم آخر چنين دخت پيمبر الا اي ابن عم با وفايم***روانه سوي عقبي از جفايم حلالم كن حلالم كن عليجان***كه اينك عازمم بر كوي جانان چو گشتم راحت از رنج زمانه***بده غسلم نما دفنم شبانه نما مخفي توقبرم را علي جا ن***ازاين نامردمان وقوم عدوا ن به تشييعم نيا يند اي پسرعم***نگيرند ازبرا يم بزم ما تم كه من راضي نيم ازاين زما نه***كه بردند حق من راغاصبا نه ترا خا نه نشين كردند ازكين***خلا ف حكم قرآن،دين وآئين كنار قبر من از لطف و احسان***پس ازدفنم بخوان آيات قرآن به اطفا ل يتيمم يا وري كن***بجا ي من به آنا ن ما دري كن پدرهستي ازاين پس با ش ما در***چو مادربهرآنان با ش يا ور غم وغصه ازآنان نيك بزداي***تودلجوئي ازآنا ن نيك بنما ي ولي اي با قري درروزعا شور***نبوداين مادر غمگين ورنجور كه بيند با حسين وآلش ازكين***چها كردند آن قوم بدآئين ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- غوغا بارالها شب شده اين كيست غوغا مي كند***ديده و دل را ز اشك و خون چو دريا مي كند گاه صورت مي نهد بر خاك و مي گريد چو ابر***گاه با قبر پيمبر درد دلها مي كند بوالبشر نالد زغم موسي است يا عيسي است اين***يا كه در آذر خليل الله ماوي مي كند نوح در طوفان غم افتاده يا يعقوب زار***از فراق يوسف خود ناله بر پا مي كند ني غلط گفتم كه اين پروانه سوزان علي است***ناله از هجران شمع روي زهرا مي كند زير لب گويد كه اي آرامش جانم بخواب***ميهمان امشب تو را بر خويش بابا مي كند فاطمه جان علي جان علي آرام باش***زينب در خانه طفلان را تسلا مي كند بسكه اين دختر وفا دارد بياد پهلويت***آن در رو ديوار را هر شب تماشا مي كند از براي پهلوي بشكسته خود غم مخور***اشك چشمان علي آن را مداوا مي كند شرح مظلوميتت هر كه بنويسد به دهر***محسنت با خون پاك خويش امضا مي كند زهرا گلبن عفاف : سازگار ---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- زهراي من اي بانوي روز جزا جان علي مرتضي***اي محرم اسرار من زهراي من زهراي من در بين آن ديوار و در دادي تو ششماهه پسر***آتش زدي بر جان من زهراي من زهراي من زهراي من خيز و ببين شد همسرت خانه نشين***اي مادر طفلان من زهراي من زهراي من بنگر به آه و ناله ام زهراي هجده ساله ام***بين سينه سوزان من زهراي من زهراي من گاهي حسينت نيمه شب از من كند مادر طلب***بگرفته او دامان من زهراي من زهراي من زينب نگاهش بر در است در ذكر مادر مادر است***بين ناله طفلان من زهراي من زهراي من آيند و طفلان در برم گويند پدر كو مادرم***بر لب رسيده جان من زهراي من زهراي من كرده گريبان چاكچاك افتاده مولا روي خاك***گويد كجائي جان من زهراي من زهراي من --------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ;} گل يكدانه نهان كردم گل يكدانه ام را***ز جانم بهتر اين خانانه ام را زمين بر آسمان فخريه بنما***كه در برداري اين دردانه ام را منم شمع و لا پروانه زهرا است***سپردم بر تو اين پروانه ام را بود تاريك امشب كلبه من***نهان كردم چراغ خانه ام را تو اي زهرا چو رفتي واي بر من***كه روشنگر بدي كاشانه ام را چو شبهاي دگر آرامشي ده***ز لطف خود دل فرزانه ام را بنالد سر وي از غم چون علي گفت***نهان كردم گل يكدانه ام را زهرا گلين عفاف : سروي --------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- *************************************** كاش اي خوش آنروزي كه مادر خانه مادر داشتيم***ديده از ديدار رخسارش منور داشتيم هر كسي جسم عزيزش روز بردارد ولي***ما كه جسم مادر خود را بشب برداشتيم كاش آنروزي كه در ره مادر ما را زدند***يكنفر را در ميان كوچه باور داشتيم كاش محسن را نمي كشتند تا ما غنچه اي***يادگاري زان گل رعناي پر پر داشتيم كاش آنساعت كه زهرا گفت پهلويم شكست***ما دم در حق حفظ جان مادر داشتيم اين در و ديوار ميگريد بحال ما كه ما***مادري پهلو شكسته پشت اين در داشتيم--------------------------------------------------------------------------------------------------------- ;} جسم زهرا را كفن كرد علي چون جسم زهرا را كفن كرد***شقايق را نهان درياسمن كرد دو نور ديده اش از ره رسيدند***بزاري جانب مادر دويدند خود افكندند بر آن جسم رنجور***عيان شد معني نور علي نور بغل بگشود و در آغوششان برد***چنان ناليد كز سر هوششان برد اياما در دلت از ما رسيده***چو اشك افكنده ما را ز ديده ايا مادر يتيمانت به بر گير***زرافت جوجه هايت زير پر گير گل و بلبل به نغمه ناله سر كرد***بغل بگشاد و گلهايش به بر كرد حسن گفتا كه اي صبر و قرارم***حسينش گفت اي مام فكارم به جسم قدسيان از غم تب آمد***كه نزد نعش مادر زينب آمد گلچين حقيقي : نهاوندي --------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ;} گلم در گل نهان بر احوالم ببار اي ابر اشك از آسمان امشب***كه من با دست خود گردم گلم در گل نهان امشب مكن اي ديده منعم گر بجاي اشك خونبارم***كه ميگريم من از هجران زهراي جوان امشب حسن نالان حسين گريان پريشان زينبين از غم***چسان آرام بنمايم من اين بي مادران امشب نشينم تا سحرگه بر سرقبرت من دل خون***چو بلبل از فراقت سر كنم آه و فغان امشب گرفتم آنكه بر گردم بسوي خانه سر گردان***چگويم گر زمن خواهند مادر كودكان امشب زمين با پيكر رنجديده زهرا مدارا كن***كه اين پهلو شكسته بر تو باشد ميهمان امشب ز بعد مرگ زهرا زندگي مشكل بود تابع***سپارم در كنار مرقد او كاش جان امشب ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ولي آهسته بريز آب روان اسما به چشم اطهر زهرا***ولي آهسته آهسته ولي آهسته آهسته بريز آب روان تا من بشويم مخفي از دشمن***تنش از زير پيراهن ولي آهسته آهسته ببين شكسته پهلويش سيه گرديده بازويش***تو خود ريز آب بر رويش ولي آهسته آهسته بود خون جاري اي سما هنوز از سينه زهرا***بنال از اين غم عظما ولي آهسته آهسته بيا اي دخترم زينب به نزد مادرت امشب***صدايش زن بتاب و تب ولي آهسته آهسته حسين اي نو گل رعنا بيا با مادرت زهرا***وداع آخرين بنما ولي آهسته آهسته همه خواب و علي بيدار سرش بنهاده بر ديوار***بگريد از فراق يار ولي آهسته آهسته رود شبها سراغ او بقبر بي چراغ او***كند زاري ز داغ او ولي آهسته آهسته ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------التماس التماس دعا
شبی کاندر هجوم تیغ بیدادسرت را سینه زهرا سپر بودزمان بر سینه خود سنگ می کوفتزمین از داغ زهرا شعله ور بودعطش نوشان کوفی آتشین اندکه حتی کوثر آنجا بی اثر بودشراب کوفیان خون حسین استشراب فاطمه خون جگر بود تو می دیدی ولی لب بسته بودیکه آیین محمد (ص) در خطر بود ندانستم که در چشم حقیقتکدامین مصلحت مد نظر بود گلویت استخوانی آتشین داشتکه فریادت فقط در چشم تر بودچرا ابلیس را رسوا نکردی؟عقاب تیغ تو بی بال و پر بود؟فدای تیغ عریان تو گردمکسی آیا ز تو مظلوم تر بود؟
ابن عم با وفا بگفتا با علي زهراي اطهر***دم آخر چنين دخت پيمبر الا اي ابن عم با وفايم***روانه سوي عقبي از جفايم حلالم كن حلالم كن عليجان***كه اينك عازمم بر كوي جانان چو گشتم راحت از رنج زمانه***بده غسلم نما دفنم شبانه نما مخفي توقبرم را علي جا ن***ازاين نامردمان وقوم عدوا ن به تشييعم نيا يند اي پسرعم***نگيرند ازبرا يم بزم ما تم كه من راضي نيم ازاين زما نه***كه بردند حق من راغاصبا نه ترا خا نه نشين كردند ازكين***خلا ف حكم قرآن،دين وآئين كنار قبر من از لطف و احسان***پس ازدفنم بخوان آيات قرآن به اطفا ل يتيمم يا وري كن***بجا ي من به آنا ن ما دري كن پدرهستي ازاين پس با ش ما در***چو مادربهرآنان با ش يا ور غم وغصه ازآنان نيك بزداي***تودلجوئي ازآنا ن نيك بنما ي ولي اي با قري درروزعا شور***نبوداين مادر غمگين ورنجور كه بيند با حسين وآلش ازكين***چها كردند آن قوم بدآئين ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- غوغا بارالها شب شده اين كيست غوغا مي كند***ديده و دل را ز اشك و خون چو دريا مي كند گاه صورت مي نهد بر خاك و مي گريد چو ابر***گاه با قبر پيمبر درد دلها مي كند بوالبشر نالد زغم موسي است يا عيسي است اين***يا كه در آذر خليل الله ماوي مي كند نوح در طوفان غم افتاده يا يعقوب زار***از فراق يوسف خود ناله بر پا مي كند ني غلط گفتم كه اين پروانه سوزان علي است***ناله از هجران شمع روي زهرا مي كند زير لب گويد كه اي آرامش جانم بخواب***ميهمان امشب تو را بر خويش بابا مي كند فاطمه جان علي جان علي آرام باش***زينب در خانه طفلان را تسلا مي كند بسكه اين دختر وفا دارد بياد پهلويت***آن در رو ديوار را هر شب تماشا مي كند از براي پهلوي بشكسته خود غم مخور***اشك چشمان علي آن را مداوا مي كند شرح مظلوميتت هر كه بنويسد به دهر***محسنت با خون پاك خويش امضا مي كند زهرا گلبن عفاف : سازگار ---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- زهراي من اي بانوي روز جزا جان علي مرتضي***اي محرم اسرار من زهراي من زهراي من در بين آن ديوار و در دادي تو ششماهه پسر***آتش زدي بر جان من زهراي من زهراي من زهراي من خيز و ببين شد همسرت خانه نشين***اي مادر طفلان من زهراي من زهراي من بنگر به آه و ناله ام زهراي هجده ساله ام***بين سينه سوزان من زهراي من زهراي من گاهي حسينت نيمه شب از من كند مادر طلب***بگرفته او دامان من زهراي من زهراي من زينب نگاهش بر در است در ذكر مادر مادر است***بين ناله طفلان من زهراي من زهراي من آيند و طفلان در برم گويند پدر كو مادرم***بر لب رسيده جان من زهراي من زهراي من كرده گريبان چاكچاك افتاده مولا روي خاك***گويد كجائي جان من زهراي من زهراي من --------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ;} گل يكدانه نهان كردم گل يكدانه ام را***ز جانم بهتر اين خانانه ام را زمين بر آسمان فخريه بنما***كه در برداري اين دردانه ام را منم شمع و لا پروانه زهرا است***سپردم بر تو اين پروانه ام را بود تاريك امشب كلبه من***نهان كردم چراغ خانه ام را تو اي زهرا چو رفتي واي بر من***كه روشنگر بدي كاشانه ام را چو شبهاي دگر آرامشي ده***ز لطف خود دل فرزانه ام را بنالد سر وي از غم چون علي گفت***نهان كردم گل يكدانه ام را زهرا گلين عفاف : سروي --------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- *************************************** كاش اي خوش آنروزي كه مادر خانه مادر داشتيم***ديده از ديدار رخسارش منور داشتيم هر كسي جسم عزيزش روز بردارد ولي***ما كه جسم مادر خود را بشب برداشتيم كاش آنروزي كه در ره مادر ما را زدند***يكنفر را در ميان كوچه باور داشتيم كاش محسن را نمي كشتند تا ما غنچه اي***يادگاري زان گل رعناي پر پر داشتيم كاش آنساعت كه زهرا گفت پهلويم شكست***ما دم در حق حفظ جان مادر داشتيم اين در و ديوار ميگريد بحال ما كه ما***مادري پهلو شكسته پشت اين در داشتيم--------------------------------------------------------------------------------------------------------- ;} جسم زهرا را كفن كرد علي چون جسم زهرا را كفن كرد***شقايق را نهان درياسمن كرد دو نور ديده اش از ره رسيدند***بزاري جانب مادر دويدند خود افكندند بر آن جسم رنجور***عيان شد معني نور علي نور بغل بگشود و در آغوششان برد***چنان ناليد كز سر هوششان برد اياما در دلت از ما رسيده***چو اشك افكنده ما را ز ديده ايا مادر يتيمانت به بر گير***زرافت جوجه هايت زير پر گير گل و بلبل به نغمه ناله سر كرد***بغل بگشاد و گلهايش به بر كرد حسن گفتا كه اي صبر و قرارم***حسينش گفت اي مام فكارم به جسم قدسيان از غم تب آمد***كه نزد نعش مادر زينب آمد گلچين حقيقي : نهاوندي --------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ;} گلم در گل نهان بر احوالم ببار اي ابر اشك از آسمان امشب***كه من با دست خود گردم گلم در گل نهان امشب مكن اي ديده منعم گر بجاي اشك خونبارم***كه ميگريم من از هجران زهراي جوان امشب حسن نالان حسين گريان پريشان زينبين از غم***چسان آرام بنمايم من اين بي مادران امشب نشينم تا سحرگه بر سرقبرت من دل خون***چو بلبل از فراقت سر كنم آه و فغان امشب گرفتم آنكه بر گردم بسوي خانه سر گردان***چگويم گر زمن خواهند مادر كودكان امشب زمين با پيكر رنجديده زهرا مدارا كن***كه اين پهلو شكسته بر تو باشد ميهمان امشب ز بعد مرگ زهرا زندگي مشكل بود تابع***سپارم در كنار مرقد او كاش جان امشب ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ولي آهسته بريز آب روان اسما به چشم اطهر زهرا***ولي آهسته آهسته ولي آهسته آهسته بريز آب روان تا من بشويم مخفي از دشمن***تنش از زير پيراهن ولي آهسته آهسته ببين شكسته پهلويش سيه گرديده بازويش***تو خود ريز آب بر رويش ولي آهسته آهسته بود خون جاري اي سما هنوز از سينه زهرا***بنال از اين غم عظما ولي آهسته آهسته بيا اي دخترم زينب به نزد مادرت امشب***صدايش زن بتاب و تب ولي آهسته آهسته حسين اي نو گل رعنا بيا با مادرت زهرا***وداع آخرين بنما ولي آهسته آهسته همه خواب و علي بيدار سرش بنهاده بر ديوار***بگريد از فراق يار ولي آهسته آهسته رود شبها سراغ او بقبر بي چراغ او***كند زاري ز داغ او ولي آهسته آهسته ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------التماس التماس دعا
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 21:29 توسط سید هاشم موسوی
|
محرم که میرسد دلمان به طپش می افتد، آیا امسال هم می توانیم مانند گذشته در خدمت خدمتگذاران سالار شهیدان باشیم؟ آیا امسال هم لیاقت نوکری درگاه سلطان کربلا نصیبمان می گردد؟ خدا کند که این سعادت عظمی از ما گرفته نشود. برآن شدیم که گوشه ای از تاریخچه تعزیه در کره موچی را برای تشویق دیگران به تحریر و گزارشی از عملکرد اجدادمان را به معرض دید عموم در آوریم.